ایجاد اعتماد به برند ، چگونه انجام می شود

فهرست محتوا

مقدمه

چرا اعتماد به برند اینقدر مهم است؟ زیرا مشتریان وقتی به یک برند اعتماد می کنند دیگر به آن فکر نمی کنند. آنها آن را بارها و بارها می خرند، به اصطلاح کورکورانه، زیرا مطمئن هستند: آنها را ناامید نخواهد کرد. این رفتار چیزی است که اعتماد برند را بسیار ارزشمند می کند: این واقعاً، درآمد پیش فروش شده است. به رشد سودآور منجر می شود و خطرات را کاهش می دهد.

دکتر جودیت مایر

شریک

“وفاداری واقعی، بررسی های مثبت، مراجع مستقل و توصیه های معتبر موثرترین عوامل برای موفقیت در کسب و کار هستند.”

صد سال پیش، فورد خودروهایی را در یک رنگ عرضه کرد: مشکی. امروزه می‌توانیم از بین رنگ‌های یونیورسال، متالیک یا فلیپ فلاپ در رنگ‌های بژ، آبی مهتابی یا قرمز میسانو انتخاب کنیم. در مورد قهوه هم همینطور است: در قدیم فقط قهوه فیلتر شده می گرفتیم و فقط همین موجود بود. اما امروزه در استارباکس باید یکی از 87000 نوع  از محصولات آن را انتخاب کنیم. انتخاب ها بسیار بزرگ شده و در واقع هرج و مرج خالص بوجود آمده است. چه کسی می تواند با این حجم از تنوع همراهی کند؟

جایگزین های زیاد ما را مردد می کند: هیچ راه ممکنی برای بررسی منطقی همه پیشنهادات یک بازار خاص وجود ندارد که باعث می شود انتخاب های ما ریسکی شود. بنابراین تنها یک کار باقی می ماند: باید اعتماد کنیم. اما در عوض چه اتفاقی می افتد؟ ما روز به روز بی اعتمادتر می شویم. ما از بحران های بانکی و اقتصادی خسته شده ایم و از آخرین رسوایی غذایی خشمگین هستیم و از خود می پرسیم: این روزها به چه کسی می توان اعتماد کرد؟

این کاهش اعتماد به برندها محدود نمی شود – و این مشکل بزرگتر از آن چیزی است که بسیاری از مدیران می خواهند بپذیرند. از آنجایی که اعتماد به برند یکی از محرک‌های کلیدی سهم بازار است، شرکت (Gfk)می گوید: هر چه اعتماد بیشتر باشد، درصد مشتریان عادی که 60 تا 70 درصد درآمد را تشکیل می‌دهند، بیشتر می‌شود. بنابراین ارزش اعتماد چیزی کمتر از درآمد پیش فروش شده نیست.

پس چگونه اعتماد به برند را ایجاد کنیم؟: اعتماد به برند در مرحله اول چگونه توسعه می یابد؟ این چیزی است که این مقاله در مورد آن صحبت می کند.

اعتماد به برند از نظر اقتصادی نتیجه می دهد

Jan22 28 1221891256 - ایجاد اعتماد به برند ، چگونه انجام می شود -  - %d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%87%e2%80%8c%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c-%d9%86%d8%b4%d8%af%d9%87

لحظه ای که مردم به یک برند اعتماد می کنند، دیگر فکر نمی کنند. آنها بیشتر می خرند، بیشتر تلاش می کنند و بیشتر راجب آن صحبت می کنند. و حاضرند بیشتر بپردازند. این رفتار باعث کاهش هزینه های معامله برای صاحب برند می شود. مطالعه و تحقیقات”اعتماد به برند: شش محرک اعتماد” از مزایای اعتماد به برند با داده های سخت پشتیبانی می کند:

  • ادراک تشدید می شود: 78 درصد از پاسخ دهندگان به نظرسنجی، برندهایی را که به آنها اعتماد دارند، بیشتر درک می کنند. بنابراین اعتماد به طور چشمگیری کارایی بازاریابی را افزایش می دهد.
  • تعداد مشتریان دائمی افزایش می‌یابد و هزینه‌های خرید کاهش می‌یابد: 82٪ مردم، محصولات برندهایی را که به آنها اعتماد دارند، بارها و بارها خریداری می‌کنند. بنابراین اعتماد نرخ فرسایش را کاهش می‌دهد همچنین هزینه‌های نگهداری را کاهش می‌دهد و سودآوری را افزایش می‌دهد، زیرا هزینه‌های خرید برای مشتریان بلندمدت، مدت‌هاست که پرداخت شده است.
  • نوآوری ها ریسک کمتری دارند: 78 درصد مشتریان خوشحال هستند که محصولات و خدمات جدید را توسط برندهایی که به آنها اعتماد دارند امتحان می کنند. این امر راه اندازی نوآوری ها و کاهش ریسک های مرتبط با آن را آسان تر می کند.
  • مشتریان از پرداخت بیشتر خوشحال هستند: 50٪ از پاسخ دهندگان در نظرسنجی مایل اند برای این برندها هزینه بیشتری بپردازند. با دلیل موجه، زیرا برندهای مورد اعتماد به طور چشمگیری ریسک خرید بد را کاهش می دهند. مشتریان دیگر مجبور نیستند قیمت و کیفیت را به دقت با یکدیگر مقایسه کنند. بی اعتمادی طاقت فرسا است اما اعتماد یک تسکین است و مشتریان از پرداخت هزینه آن خوشحال هستند.
  • نام تجاری توصیه می شود: تا حد زیادی مهمترین مزیت اعتماد به برند است: 83٪ مشتریان یک برند مایل هستند آن را به دیگران توصیه کنند – بدون جبران یا هیچ انگیزه دیگری. توصیه نه تنها مؤثرترین راه برای به دست آوردن مشتریان جدید، بلکه تا حد زیادی ارزان‌ترین راه است. نرخ توصیه، شاخص کلیدی برای کارکرد یا عدم کارکرد یک برند است.

(این مطالعه به سال 2009 برمی گردد، اما اهمیت خود را از دست نداده است.)

اعتماد به برند اساساً اعتقاد است: این شرکت به وعده های خود عمل می کند. اما این نوع اعتماد یک شبه اتفاق نمی افتد. معمولاً به یک اثر عادت‌سازی نیاز دارد که ممکن است سال‌ها طول بکشد. برندها بناهای یادبود اعتماد هستند.

با برندهای تازه خریداری شده چه کنیم؟

هنگام خرید برندها، تشخیص اینکه چه پتانسیل اعتمادی دارند، اغلب دشوار است. وقتی همه برندهای یک شرکت از نظر ارزش‌هایشان با هم هماهنگ شوند، مشتریان پس از تصاحب، به آنها اعتماد خواهند کرد. اگر مناسب نباشند، برعکس این اتفاق می افتد. نکته: هنگامی یک نام تجاری یکپارچه شده است که با دیگران مطابقت ندارد، اگر باید – در ابتدا – در فاصله ای در معماری برند قرار گیرد. برای مثال خارج از چتر نام تجاری یا برند خانوادگی. این امر از تضعیف سیستم برند توسط برند تازه اضافه شده جلوگیری می کند.

از این رو، برای خرید، نه تنها باید هم افزایی در بازار یا در فرآیندهای توسعه و تولید را بررسی کنید، بلکه باید هم افزایی هایی را که از ایجاد اعتماد قوی به برند پشتیبانی می کند، نیز بررسی کنید. این حداقل به همان اندازه ارزشمند است.

صبر و اوج عملکرد: چگونه اعتماد به برند افزایش می یابد

getty 538341932 353040 - ایجاد اعتماد به برند ، چگونه انجام می شود -  - %d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%87%e2%80%8c%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c-%d9%86%d8%b4%d8%af%d9%87

کاری که انجام می دهید این است: شما باید روی پیش فرض های مثبتی تمرکز کنید که مصرف کنندگان بر اساس اوج عملکردهای شما در دهه ها ارائه کرده اند. آن عملکرد ها را باید متراکم کنید. شما این کار را با تمرکز مدیریت برند خود بر روی پنج عامل اعتماد انجام می دهید: شایستگی، صداقت، وفاداری، ثبات و باز بودن. اینها در مطالعه مدیریت اعتماد مشتری توسط پروفسور پیتر کنینگ از دانشگاه زپلین در فردریشهافن، آلمان تعریف شده است.

برعکس، این بدان معناست که: یک برند نمی تواند تک تک افراد را راضی کند. تلاش برای دوست داشتن همه، زحمات عشق از دست رفته است. این امر منجر به این می شود که برند به جای جذب مشتریان، آنها را تعقیب کند – که یکی از گناهان اصلی کار برند است.

پروفسور کنینگ همچنین چهار نوع اعتماد را شناسایی می کند:

1. اعتماد کلی: احساس ساده اعتماد و احساس “توانایی وابستگی”

2. اعتماد عاطفی: تمایل درونی برای اعتماد به افراد یا روابط خاص

3. اعتماد به شهرت: بدون تجربه شخصی، اما اعتماد به دلیل اطلاعات شخص ثالث

4. اعتماد تجربه: تجربه شخصی مستقیم

دو نوع اول اعتماد مستعد هستند و تحت تأثیر قرار دادن آنها بسیار دشوار است. برای مدیریت برند، اعتماد شهرت و تجربه (3 و 4) جالب تر است. این دو نوع اعتماد به برند را شکل می دهند و می توان آنها را به طور مداوم مدیریت کرد.

اگر از پنج محرک اعتماد زیر برای مدیریت برند خود استفاده کنید و اطمینان حاصل کنید که کل سازمان در تمام نقاط تماس مطابق با آن عمل می کند، پایه و اساس اعتماد به برند را ایجاد خواهید کرد:

  • شایستگی برند: بدون عملکرد برجسته که میانگین و معمول بازار را پشت سر بگذارد، هیچ برندی نمی تواند ظهور کند. اوج عملکرد ها، که به شکل بسیار فشرده در تمام نقاط تماس برند بیان می شود، ساختار اساسی پشتیبان هر استراتژی برند است. شایستگی آغاز همه چیز است، باید به طور مداوم ثابت شود.
  • یکپارچگی نام تجاری: یک برند باید اطمینان حاصل کند که برای همه گروه های هدف از جمله کارمندان، تامین کنندگان، سرمایه گذاران، مشتریان و عموم، قابل پیش بینی باقی می ماند. بر اساس سخنان امانوئل کانت: باید با دیگران همان طور رفتار کرد که دوست دارد با او رفتار شود. چگونه قیمت گذاری در فروش چند کاناله، قابل اعتماد باقی می ماند؟ آیا مشتریان می توانند محصولات را به صورت مشترک توسعه دهند؟ یافتن پاسخ این سؤالات با توجه به شبکه های پیچیده روابطی که اکثر برندها بخشی از آن هستند، کار دشواری است. جلب اعتماد مردم، به صراحت نیاز دارد که نیازمند اتصال کلمات و اعمال است.
  • وفاداری به برند: بازاریابی رابطه مند و مسئولیت اجتماعی شرکتی(CSR) از جمله گرایش های برتر در دنیای بازاریابی هستند. اما: آیا برندها واقعاً به مشتریان خود وفادار هستند؟ چگونه از مشتریان دائمی خود مراقبت می کنند؟ آنها چگونه به شکایات رسیدگی می کنند؟ به ویژه در بخش بی2بی، مشتریان بلند مدت اغلب برندها را معرض آزمایش قرار می دهند. آن‌ها این حس را ایجاد کرده‌اند که چه کسی صادق است و چه کسی فقط برای پول درآوردن این کار را انجام می‌دهد.
  • ثبات برند: افراد تنها زمانی می توانند به برندها اعتماد کنند که فرصتی برای عادت کردن به آنها داشته باشند. از هر چیزی که می‌تواند این روند عادت‌سازی را که اغلب سال‌ها طول می‌کشد، مختل کند، باید اجتناب کرد: آرم‌های جدید، شعارهای جدید، کمپین‌های تبلیغاتی جدید، بسته‌ها یا پیام‌های اصلی ضروری نیستند. چنین تحریکات خلاقانه ای فقط از ایجاد اعتماد جلوگیری می کند. مدیریت برند در مورد تداوم و ماندگاری است – به معنای ثبات.
  • باز بودن: علائم بارز برندهایی که 100 سال یا بیشتر موفق بوده اند چیست؟ این روحیه نوآوری، انعطاف پذیری و تمایل آنها برای تغییر مداوم است. اگر آنها به طور مداوم وضعیت موجود را زیر سوال ببرند، مصرف کنندگان می توانند مطمئن باشند که هنگام خرید این برند، محصولی آینده نگر دریافت می کنند.

پنج راز موفقیت برای اعتماد قوی به برند

03well read secrets mobileMasterAt3x - ایجاد اعتماد به برند ، چگونه انجام می شود -  - %d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%87%e2%80%8c%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c-%d9%86%d8%b4%d8%af%d9%87

این برای کار استراتژیک و تاکتیکی برند چه معنایی دارد؟ اینها رازهای موفقیت ما هستند:

  • بهتر باشید: برندهای قابل اعتماد برنده هستند. آنها عملکردهای بالاتر از حد متوسط ارائه می دهند و از رقبای خود پیشی        می گیرند. اگر برندی نتواند کاری انجام دهد، هیچ کس انتظار زیادی از آن نخواهد داشت و خیلی کمتر به آن اعتماد خواهد کرد. بنابراین قبل از اینکه حتی به ایجاد اعتماد فکر کنید: بدانید که برند شما واقعاً چه کاری را بهتر انجام می دهد. از موفقیت ها و عملکردهای خود استفاده کنید و آنها را بارها و بارها نشان دهید، تا زمانی که لازم است شایستگی برند خود را به طور محکم در ذهن مردم جا بیندازید.
  • متفاوت باشید: مصرف کنندگان مشتاق خاص بودن هستند. به نظر می رسد هر چیزی که رایج و قابل تعویض است کمتر ارزش دارد و با شک و تردید به آن نگاه می شود. هیچ کس در مورد میانگین صحبت نمی کند. فقط کسانی که از انبوه عادی بودن متمایز هستند مورد توجه قرار می گیرند و به اندازه کافی جالب هستند که بتوان در مورد آنها صحبت کرد.
  • ثابت قدم باشید: برندهای قوی هرگز از مسیر انتخابی خود منحرف نمی شوند. آنها هرگز بیرون از مرزهای اعتبار خود تجاوز نمی کنند. آنها هیچ کاری انجام نمی دهند که با ارزش ها و موقعیت آنها در تضاد باشد. آنها از هر چیزی که روند ایجاد اعتماد را مختل می کند اجتناب می کنند: پیام های جدید، آرم ها یا شعارها. آنها فقط چیزها را اشتباه می گیرند و اعتماد را کاهش می دهند. به طور خلاصه: هرچه برند خود را به طور مداوم مدیریت کنید، اعتماد به برند بیشتر می شود.
  • شفاف باشید: برندهای قابل اعتماد آشکارا، صادقانه و بدون تضاد با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. به خصوص در رسانه های اجتماعی، ارتباطی که امکان انتقاد را فراهم می کند برای ایجاد اعتماد ضروری است. به چیزی که نمی توانید به آن پایبند باشید قول ندهید. دروغ به سرعت آشکار می شود. ردپای اعتماد بلافاصله و برای مدت طولانی به دامان شما بازخواهد گشت.
  • وفادار باشید: عشق یک طرفه دردناک است. تمام تلاش خود را برای احترام به اعتمادی که برای ایجاد چنین تلاش هایی انجام شده است، انجام دهید. به مشتریان خود نشان دهید که برای شما مهم هستند. مراقب مشتریان همیشگی خود باشید. به آنها ثابت کنید که در موقعیت های مشابه به طور مداوم عمل می کنید. وفاداری واقعی، بررسی های مثبت، مراجع مستقل و توصیه های معتبر موثرترین عوامل برای موفقیت در کسب و کار هستند.
  • معنی دار باشید: وقتی قابل اعتماد و با ثبات نشان دهید که تأثیر مثبتی بر جامعه و محیط دارید، اعتماد به شما افزایش می یابد (ادلمن تراست 2019)

به طور خلاصه، اعتماد به برند منجر به رشد و سودآوری می شود – در حالی که در عین حال ریسک را کاهش می دهد. این به طور مستقیم بر اهداف اصلی یک شرکت تأثیر می گذارد. این موضوع روشن می کند: برندها همیشه وسیله ای برای رسیدن به هدف هستند – و این هدف رشد سالم و سودآور یک شرکت است.

آخرین نکته: هنگامی که در جلب اعتماد مصرف کننده موفق شدید، این بینش اتو فون بیسمارک را هرگز فراموش نکنید:

“اعتماد گیاهی لطیف است. پس از نابودی، به زودی دوباره رشد نمی کند.”